نیکی که از حد بگذرد...
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 11:27
پدری برای پسرش تعریف میکرد که: گدایی بود که هر روز صبح وقتی از این کافه ی نزدیک دفترم میاومدم بیرون جلویم را میگرفت. هر روز یک بیست و پنج سنتی میدادم بهش... هر روز! منظورم اینه که اون قدر روزمره شده بود که گدائه حتی به خودش زحمت نمیداد پول رو طلب کنه. فقط براش یه بیست و پنج سنتی میانداختم. چند روزی ...
این گلای خوشگل تقدیم به دوستای گلم...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
سلام...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
سلام عرض می کنم خدمت دوستان وهمکلاسی های عزیزم...خیلی خوشحالم دوباره با وبلاگ بهداشت حرفه ای 92 در خدمتتون هستم...من و دوستم خانم ساحل افتخار مدیریت این وبلاگو داریم...واز شما می خوایم مطالبو حتما دنبال کنین...
داستانک
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
داستانی ازعبید زاکانی: خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چالهu200fای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چالهu200f ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگماردهu200f اند؟»گفت:.... میدانند که به خود چن...
مناجات دکتر شریعتی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
ای ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ، ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ، ﻭ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻡ ﻣﺎ ﻋﻠﻢ ، ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ، ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ، ﻭ ﺑﻪ ﻣﺘﻌﺼﺒﯿﻦ ﻣﺎ ﻓﻬﻢ ، ﻭ ﺑﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﺼﺐ ، ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ ، ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﺮﻑ ، ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ ، ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺻﺎﻟﺖ ، ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ، ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻋﻘﯿﺪﻩ ، ﻭ ﺑﻪ ﺧﻔﺘﮕﺎﻥ ...
اینم عکس طنز
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
ادامه مطلبم ببین...
تصاویر رژه کاروانهای المپیک...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
برای دیدن تصاویر سایر کشورها به ادامه مطلب بروید....
پیشاپیش میلاد امام رضا (ع) مبارک باد...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
به آستان رفیعت ، مرا نگاهی کن منم گدای حریم شما ، نگاهی کن تو آن امام رئوفی منم فقیر توام به دست خالیم ای شه بیا نگاهی کن چه شد که من به سرای تو دعوتم امروز؟ کنار پای ضریحت شها نگاهی کن میان پنجره فولاد تو چه غوغا بود به گوشه چشم طبیبت رضا نگاهی کن به کنج مرقد زیبای تو نشستم من به چشم زاویه بینت جدا...
...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
توانا بود هر که دارا بودزثروت دل پیر برنا بودتهیدست بجایی نخواهد رسیداگرچه شب و روز کوشا بودندانست فردوسی پاکزادکه شعرش در این ملک بیجا بودگر او را خبر بود از این روزگارکه زر برهمه چیز والا بودنمیگفت آن شعر معروف راتوانا بود هر که دانا بود.....
زن ها هميشه درست حدس مى زنن!!!!!!
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:00
مرد داشت روزنامه میخوند... زنش با ماهی تابه زد تو سرش... مرد گفت : چرا اینجوری میکنی؟ زنش گفت : سامانتا کیه؟ اسمش رو این کاغذه نوشته شده...تو شلوارت پیدا کردم....... مرد گفت: دو روز پیش تو مسابقه اسب سواری سر یه اسب شرط بندی کردم..اسمش سامانتا بود..... نتیجه اخلاقی: زنها زود قضاوت میکنند... روز بعد ...